السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

332

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

زان روز كه من باخته‌ام نرد محبت * دانسته‌ام آخر به كجا كار كشيده ديرى است زند زلف تو اندر دل ما نيش * افسون ، نكند چاره‌ى اين مار گزيده پنهان ز عدويى ، ز محبان ز چه‌اى دور * جان‌ها به لب از ، هجر تو ماه رسيده جز شربت لطف تو نداريم تمنا * حلوا به كسى ده كه محبت نچشيده * * * چكامه‌ى « بهاريّه‌ى انتظار » از حضرت امام خمينى قدّس سرّه آمد بهار و بوستان شد رشك فردوس برين * گل‌ها شكفته در چمن ، چون روى يار نازنين از ارغوان و ياسمن ، طرف چمن شد پرنيان * و از اقحوان و نسترن ، سطح دَمَن ديباى چين از قُمرى و كبك و هزار آيد نواى ارغنون * و ز سيره و كوكو و سار آواز چنگ راستين شد موسم عيش و طرب ، بگذشت هنگام كرب * جامِ مىِ گلگون طلب ، از گل عذارى مَه جين خاصه كنون كاندر جهان ، گرديده مولودى عيان * كز بهر ذات پاك آن ، شد امتزاج ماء و طين از بهر تكريمش ميان بربسته خيل انبيا * از بهر تعظيمش كمر خم كرده ، چرخ هفتمين مهدى امام منتظر ، نوباوه‌ى خير البشر * خلق دو عالم سربه‌سر بر خوان احسانش نگين مهر از ضياءاش ذره‌اى ، بدر از عطايش بدره‌اى * دريا ز جودش قطره‌اى ، گردون ز كشتش خوشه‌چين مرآت ذات كبريا ، مشكوة انوار هدا * منظور بعثِ انبياء ، مقصود خلق عالمين